دسته‌ها
استان اردبیل طبیعی و تفریحی عکس

عکسهای زیبا از زیباترین جاده جنگلی ایران

عکسهای زیبا از زیباترین جاده جنگلی ایران (جاده خلخال – اسالم )

اینجا قطعه ای از بهشت است….

خلخال 24 خلخال 23 خلخال 22 خلخال 20 خلخال 19 خلخال 18 خلخال 16 خلخال 15 خلخال 14 خلخال 13 خلخال 12 خلخال 11 خلخال 10 خلخال 8 خلخال 5 خلخال 2 خلخال خلخال 17 خلخال 26 خلخال 6 خلخال 4 خلخال 21 خلخال 9 خلخال 3 خلخال 25 خلخال 7

از دیدن عکسهای زیبای جاده ی زیبا و بکر خلخال – اسالم لذت ببریم

خلخال 28 خلخال 27

 

منبع :عظیمی هشتجین

دسته‌ها
استان اردبیل طبیعی و تفریحی

آبشار دیز – اردبیل

آبشار دیز – اردبیل

دیز 56

دیز روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان خلخال، بخش شاهرود، دهستان شال قرار دارد. بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت این روستا ۵۰۹ نفر با ۱۳۶ خانوار بوده‌است. روستای دیز در نوار مرزی بین استان اردبیل و آذر بایجان شرقی قرار دارد.

دیز 4

در ابتدا روستای دیز در بخش کاغذ کنان میانه بود که از توابع آذر بایجان شرقی است. اینک با استان شدن اردبیل روستای دیز به بخش هشتجین خلخال سپرده شده است.

دیز 1

آبشار در میان تنگه ای عمیق قرار دارد و تاج آن نسبت به کف دره بیرونزدگی زیادی دارا است. ارتفاع آبشار دیز بیشتر از ۵۰ متر است.

دیز

شهر هشجین مرکز بخش خورش‌رستم شهرستان خلخال واقع در استان اردبیل در شمال غرب ایران است. بخش خورش رستم از شمال با خلخال و کوثر از جنوب با استان زنجان از شرق با بخش شاهرود و از غرب با شهرستان میانه همسایه‌است.

SONY DSC

رود مشهور قزل اوزن در جنوب این بخش جاری است که استان اردبیل را از استان‌های همجوار آذربایجان شرقی و زنجان جدا می‌سازد. تلفظ صحیح شهردرزبان ساکنین محل بصورت هشئین بوده وقدیمی ترین متنی که دراین خصوص وجودداردمربوط به کتیبه های بازمانده اززمان آشورمی باشد.

SONY DSC

براین اساس سارگون پادشاه آشوربه هنگام لشگرکشی به سرزمین اورارتومتوجه انبارآذوقه به نام پانزیشن گردیده وبرای تصرف آن لشگرخودرابه سوی مرزهای جنوبی اورارتوحرکت می دهد.

دسته‌ها
استان اردبیل طبیعی و تفریحی

روستای گیلوان – اردبیل

روستای گیلوان  – اردبیل

گیلوان

روستای گیلوان دقیقاً در مرز استان گیلان با استان اردبیل واقع شده است

.

گیلوان 45


روستای گیلوان از توابع بخش شاهرود شهرستان خلخال، در ‏۶۵‏ کیلومتری جنوب شرقی خلخال و ۴۵ کیلومتری رشت قرار دارد.

گیلوان 546

این روستااز شرق به گیلان از جنوب به روستای علی آبادو ماد جولان از باختر به روستای شال واز شمال به جنگلهای تالش متصل میشود.

گیلوان 324

ارتفاع این روستای کوهپایه‌ای از سطح دریا ۱۰۸۰ متر است و آب و هوای آن در زمستان‌ها سرد و در تابستان‌ها معتدل است. متوسط بارندگی سالیانه آن ۹۵۰ میلی‌متر گزارش شده است.

گیلوان 1

گورستان باستانی روستا کشف شده در منطقه خانقاه گیلوان، نشانگر بومی بودن قوم گیلوان در این روستاست .

گیلوان56

مردم روستای گیلوان به زبان‌های تاتی و تالشی سخن می‌گویند. نژاد مردم گیلوان از نژاد تات یهودی است.

دسته‌ها
استان اردبیل طبیعی و تفریحی

دریاچه شورابیل اردبیل

دریاچه شورابیل اردبیل


 

شورابیل

 

دریاچه زیبای شورابیل یکی از زیباترین و دیدنی ترین دریاچه های ایران است که در ۲ کیلومتری جنوب شرقی اردبیل به طرف خلخال قرار گرفته است.

شورابیل76

 علت نامگذاری این دریاچه به این دلیل بوده که در گذشته آب این دریاچه بسیار شور بوده ولی امروزه با افزودن مقداری آب شیرین از شوری آن کاسته شده به طوریکه در آن نوعی ماهی هم پرورش میدهند و در حال حاضر نیز نوعی ماهی قزل آلای رنگین کمان در آن پرورش داده میشود.

شورابیل218

آب دریاچه از نزولات جوى و چشمه هاى آب شیرین و نیمه شور جنوب و داخل دریاچه و رودخانه بالخلو تامین می شود. پوشش گیاهى پیرامون دریاچه بیشتر نى و جگن است و در اطراف نیز جنگل کاریهایى صورت گرفته است. ماهى آزاد و ماهى قزل آلاى رنگین کمان و نیز پرندگان مهاجر آبزى و کنار آبزى از جمله مهمترین جانوران ساکن این دریاچه هستند

شورابیل  2

 

دسته‌ها
استان اردبیل گویش ها و لهجه ها

زبان و گویش مردم اردبیل

گویش مردم اردبیل

 

 

 

قبل از مهاجرت آریایى‏ها به ایران، زبان مردم اردبیل، زبانى بومى بوده است. پس از استقرار مادها در اردبیل، زبان اوستایى در این استان رایج مى‏ گردد.

در دوره هخامنشیان زبانى فارسى وارد این استان مى‏شود البته مردم این سرزمین زبان آذرى که آمیخته‏ اى از زبان مادى و بومیان اردبیل بوده تا دوره اشکانیان و سلوکیان نیز حفظ مى‏کنند.

بعد از حمله اعراب به ایران، زبان عربى در این سرزمین گسترش مى‏یابد و زبان فارسى کم‏ کم رایج مى‏ شود.

در دوره صفویان نیز مردم این استان به زبان آذرى تکلم مى‏کرده ‏اند. با آمدن ترکان به ایران و استقرار آنها در اردبیل کم‏ کم زبان ترکى در اردبیل رایج مى‏ گردد و از این زمان زبان ترکى در این استان ماندگار مى‏ شود و تا امروز نیز باقى مانده است.

در گذشته زبان مردم اردبیل آذرى بوده است که به مرور زمان با زبان فارسى و ترکى آمیخته شده است و هم اکنون به جز در برخى از روستاهاى خلخال، اثرى از زبان آذرى وجود ندارد.

مردم اردبیل در حال حاضر به زبان ترکى تکلم مى‏ نمایند و زبان فارسى نیز در بین آنها رایج است. از این رو مى‏ توان آنها را ذولسانین دانست.

مکاتبات مردم و برنامه تحصیلات در مدارس به زبان فارسى انجام مى‏ شود و جوانان این استان با فارسى آشنایى کامل دارند.

برخى از واژه ‏هاى رایج در زبان اردبیلى عبارتند از:

درده جر: فرد مریض و لاغر و ضعیف.

وریان: بند آب.

کوشن: کشتزار.

در سال ۱۳۶۵ در حدود ۴۶/۵۸ درصد جمعیت استان زبان فارسى را یاد نداشتند و ۴۸/۴ درصد فقط فارسى را مى‏ فهمیدند و ۶۳/۳۶ درصد نیز مى‏ توانستند به زبان فارسى سخن بگویند.

همچنین در برخى نقاط استان مثل امامرود، شهر کلور خلخال و روستاهاى اطراف آن زبان تاتى ـ آمیخته‏ اى از زبان‏هاى طالشى، کردى و مازندرانى و در برخى نقاط مثل دهستان عنبرآباد شهرستان نمین گویش طالشى رایج است.

 

منبع: www.tishineh.com

دسته‌ها
استان مازندران اسلایدر لباس های محلی

لباس محلی مازندرانی

لباس محلی مازندران3

لباس محلی مازندران6

پوشاک زنان مازندران در رنگ های شاد و زیبای طبیعت به طور کامل پوشیده و جذاب است، اما با گذشت زمان و کمرنگ شدن تاریخ شفاهی بومیان سرزمین تبرستان ، استفاده از انواع پوشاک سنتی اعم از چادر، چاقچور، نیم ساق، روبند، نقاب، چارقد، شلیته و تنبان ، منسوخ شده ، یا جای خود را به پوشش های منطبق با فرهنگ غیر ایرانی داده است.پوشاک مردان هم بسته به نوع کار ، کشاورزی یا دامداری ، در فصل های گرم یا سرد ، دارای تنوع بوده و علاوه بر کاربردی بودن دارای طراحی و رنگبندی مختص مردان است .

لباس محلی مازندران4

 

لباس محلی مازندران7

 

 

تن پوش زنان
شلیته یا چرخی شلوار، تمبون قمبلی : دامن پرچین و کوتاهی است از جنس پارچه ابریشمی و کتان‌های ظریف یک رنگ که معولا” دورادور لبه پایین آن را با نوار سیاه رنگی تزیین می‌کردند و به آن سیاهیک می‌گویند.در تندیس‌های به دست آمده از دور اشکانیان مجسمه زنی با شلیته ای بلند و پیراهنی نیمه کوتاه وجود دارد. در حال حاضر از شلیته ای هنگام جشن‌ها و برای رقص‌ها ی محلی استفاده می‌شود.

 تمبان تنگه تمبان یا پشمبال : نوعی شلوار با الگوی ساده به رنگ تیره معمولا” از جنس پارچه ای سنتی کرباس و یا از جنس پارچه‌های تهیه شده از بازار به نام دبیت حاج اکبری است.در چین کمر تمبان به جای کش، نوار بلند کتانی یا کج استفاده می‌شود.

نیم ساق : نیم ساق هم نوعی شلوار تنگ به رنگ‌های سبز ، سفید یا سرخ از جنس ابریشم یا مخمل است که آن را معمولا” دختران و زنان جوان در زیر پیراهن می‌پوشند.

جومه: پیراهن و دامن یک سره از شانه تا زیر زانو است جنس این پیراهن معمولا” کتان یا چیت است.

نیم تنه: این جلیقه به شکل جلیقه‌های مردانه با یقه هفت یا گرد و جلو باز است و چند دکمه می‌خورد . قسمت جلویی آن از پارچه پشمی و پشت آن آستری است .گاه جلیقه را از جنس مخمل سرخ یا زرد و آراسته به سکه و پول‌های قدیمی تزیین می‌کنند در محل هزار جریب به این جلیقه سیمپوش می‌گویند.

کلیجه : کتی بلند و معمولا” از جنس مخمل رنگی همراه با یراق دوزی وسکه‌های عراقی و رضاشاهی است که در زمستان استفاده می‌شود. این کت آستین ساده بلند دارد. نوع دیگر آن با آستینی که تا روی آرنج می‌رسید به نام چکبن شناخته می‌شد.

 چادر شو : چادر شب مربع شکلی را سه گوش کرده دور کمر در پشت گره می‌زنند. هنگام عروسی سر و چهر عروس را با آن می‌پوشانند. جنس چادر شب د رخانوادههای اعیان از ابریشم است و مردم عادی چادر شب هایی ازجنس کج ( ابریشم درجه ۳ ) و یا مخلوطی از ابریشم و کج استفاده می‌کنند.

لباس محلی مازندران8

 سرپوش زنان

 چارقد: روسری چهارگوش با رنگ روشن و گل دار از جنس وال، ململ، چیت و یا ابریشم است. از رنگ روشن چارقد همراه با آرایه‌های نقره ای به نام سرچنگک در محل شقیقه‌ها ، در جشن‌ها استفاده می‌شود.

مندل : سربندی است از جنس کتان که آن را سه گوشه و روی چارقد استفاده می‌کنند مندل بیشتر هنگام کشاورزی و کارهای روزمره استفاده می‌شود.

 سراقوچ : نوعی کلاه زنانه است از پارچه نخی و یا الگویی مشابه کلاه نوزاد که برای نگهداری گیسوان بافته شده به کار می‌رود. لبه این کلاه را چین کش می‌کنند.

 گیس بند یا موباف: بند نازکی است که آن را با رشته‌های تابیده شده از نخ برن که معمولا” سفید رنگ استتهیه می‌کنند. از گیس بند برای بستن گیسوان بافته شده استفاده می‌شود.

 

 

لباس محلی مازندران5

 

پاپوش زنان

 جوراب: جنس آن از پشم است و در رنگ‌های تیره بافته می‌شود.

کوش : در گویش محلی به کفش میگویند جنس آن از چرم دباغی شده و به رنگ‌های قهوه ای و مشکی بود .

گالش: بیشتر در رفت و آمدهای روزانه استفاده می‌شود و از جنس لاستیک سیاه و کف آن قرمز رنگ است .

 چاروق : کفش مشترک مردان وزنان است جنس این کفش از چرم گاو و گاومیش و یا نمد است که کمی بزرگ‌تر از پا و لبه آن چین کش است .

پاتوئه: شال بلند ابریشمی است که دور پا پیچیده می‌شود و با کمک ریسمان‌های بلندی آن می‌بندند پاتوئه پاپوش گرمی است و در ورزهای سرد بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

 

لباس محلی مازندران2

 

تن پوش مردان

 جومه یا جامه : پیراهنی است که متناسب با فصل از پارچه‌های کرباس چیت یا چلوار دوخته میشود. نوع مرغوب آن را از ابریشم تهیه می‌کنند.

شلوار یا تمان یا پشمبال : به شلوارهای سیاه یا آبی رنگ از جنس کرباس می‌گویند که گاه در زمستان از جنس چوقا تهیه می‌شد. مدل آن بلند تا مچ پا و الگوی آن ساده بود. برای چین کش کمر به جای کش، بند کمر به کار می‌رفت.

 نیم تنه: تن پوشی دکمه دار و معمولا” یقه هفت از جنس پشم و به رنگ مشکی یا کبود است نیم تنه رامردان هنگام سرما بر روی جامه‌های خود می‌پوشیدند.

چوخت، قبا یا کولک: کت پشمی ساده تیره رنگ با یقه برگردان و جلو دکمه دار، که مردان در زمستان روی جامه می‌پوشند.

علیجه یا سرداری: علیجه را اعیان می‌پوشیدند.دامادها علیجه را به تن می‌کردند. علیجه معمولا” بلندتر از کت معمولی و تا نزدیک زانو بود.

لباده : تن پوش بلندی است که معمولا” از جنس کرباس یا فاستونی تهیه می‌شود روی کمر لباده شالی به نام « کمر شال از جنس پشم یا ابریشم می‌بستند.

شولا : لباس پشمی بلندی برای چوپان‌ها در شب‌ها به شمار می‌رود. چوخا به عنوان استر درونی شولا به کار می‌رفت. کردک : مانند شولا مورد استفاده چوپان‌ها است.

بوشلوق: تن پوشی با آستین بلند نمدی است که مورد استفاده چوپان‌ها قرار می‌گیرد.

پستک: تن پوش نمدی و کوتاه‌تر از شولا و بوشلوق، شبیه جلیقه ساده و گشاد اما نمدی است. دستکش: بیشتر درنقاط کوهستانی مورد استفاده است جنس آن یا از پشم بره تازه متولد شده و یا از الیاف پست‌تر بود و به آنها پنج انگلیسی ( پنج انگشتی ) و یک انگلیسی ( یک انگشتی ) می‌گفتند.

سرپوش مردان

 کلاه نمدی : جنس این کلاه از پشم حلاجی شده است این کلاه پوشش مناسبی برای فصل زمستان است.

 کلاه گوشی: کلاهی است که قسمت پشت و دو گوش جلوی آن لب برگشته و همین امر علت نامگذاری آن است.

 پوستین کلاه : بیشتر مورد استفاده رمه گردانان است بهترین نوع آنار پوست بره تازه تهیه می‌شود و به آن کلاه پوستی نیز می‌گویند.

شب کلاه : بیشتر از الیاف پشمی تهیه می‌شود ساده و کاسه ای شکل است و معمولا” در خانه وهنگام خواب استفاده می‌شود.

کلاه سنگسری: کلاه پشمی کاسه ای شکل است که درون آن عرقچین و سطح آن دارای روزنه است.

مندل: دستاری نخی به شکل عمامه که دنباله آن پشت گردن آویزان می‌شود. به شال آن « میربند » و هنگامی که بر سر می‌گذاشتند مندل می‌گفتند این کلاه درمناطق جلگه ای استفاده می‌شد.

 

 

لباس محلی مازندران1

 

 پاپوش مردان

جرب : جوراب ویژه چوپان‌ها بود. انواع کران‌تری از آن نیز با عنوان‌های رنگ رشت و آق بانو وجود داشت. نوع دیگر آن را گردن جرب می‌گفتند. و بافت ساده و یک رنگ داشت.

کوش : مردم نواحی کوهستانی گیوه به پا می‌کردند. گروهی نیز گیوه کرمانشاهی که از نخ ابریشمی باالیاف زیبا و کف چرم یا کائوچو بود، می‌پوشیدند. صندل‌های با کف نازک از چوب افرا یا ملیچ را چوکوش می‌گفتند.

شیخی کوش : کفشی از چرم و به شکل نعلین که اغلب مورد استفاده روحانیون قرار میگرفت. چوموشک یا چموشک: کفشی با کفی از چرم گاو و پاشنه نعل آهنی که تا مچ پا بود و در همه فصول استفاده می‌شد.

چاروق: سنتی‌ترین کفش این ناحیه که معمولا” باپاتوئه استفاده می‌شود. جنس آن چرم و دارای بندهای بلند برای بستن دور پا است.

زیور آلات : زیورآلات همواره مورد توجه علاقه زیباپسندان بوده است.

شاید یکی از عوامل جذابیت زیورآلات استفاده ازمواد اولیه موجود در طبیعت مانند سنگ‌های مختلف فلز، چوب، و گیاه باشد. به عنوان نمونه هایی از زیورآلات مازندران می‌توان به زیورآلات منطقه کجور و کندلوس اشاره نمود:

 قلدون یا گلوبند: شامل میرکا،گبری چشم بلبلی، کهربا، عقیق، یسر و یشم که به صورت اشکال هندسی و نامنظم تراشیده می‌شد.

 قرافل یا قرنفل : به دلیل خواص درمانی و بوی مطبوع این گیاه از آن به عنوان گردنبند استفاده می‌شد.

سنگ دل ربا یا بذر افشان : به شکل قلب تراشیده می‌شد و به علت وجود کریستال خالص درخشندگی داشت.

 خلخال یا سوسکی : حلقه ای از زنگوله‌های نقره برای دور مچ پا

گل بنی : سوزن‌های نقره با نگین عقیقیا قوت که به جای سوزن یا سنجاق برای بستن روسری استفاده می‌شد.

چشم چین : مهره سفالی است برای رفع چشم زخم و رفع قضا و بلا. چشم اصلی چشم چین در حقیقت تهیه شده از مردمک خشک شده چشم گوسفند در روز عید قربان است که همراه مهره ای به روی سینه می‌آویختند.

گرد رو : شبیه دانه‌های تسبیح از جنس نقره با سه عدد قلاب که با زنجیره به این رشته متصل بود و زنان با نصب قلاب‌ها روی سر و اطراف گوش این رشته را دور صورت قرار می‌دادند.